Homeکارگاه های آموزشینمایش موارد بر اساس برچسب: مدیر

بسیار دیده شده است افرادی که به مدیریت می رسند معمولاً در راستای اهداف شرکت سعی می‌ کنند شرکت را طبق سلیقه خود تغییر دهند؛ از روال کار گرفته تا لباس کار کارمندان و حتی دربان و آبدارچی. البته طبیعی است که یک مدیر بخواهد به هنگام تصدی یک پست سازمانی تغییراتی ایجاد و ایده‌های خود را اجرا کند و حتی تیم کاری و همفکر خود را بیاورد و شرکت را برای رسیدن به اهداف نهایی آن با روش خود مدیریت و راهبری کند اما برخی مدیران تازه‌کار به نحوی ناشیانه و واضح سعی می‌کنند در بدو ورود خود به اداره، دکور و تزئینات آنجا را به سلیقه خود تعویض و با چیدمان جدیدی بچینند. این مدیران ابتدا پرده‌ها، مبلمان و میز کار خود را مطابق سلیقه دلخواه خود تعویض می‌کنند.

 

سپس نرده‌ها، راهروها و راه‌پله‌ها را با رنگ مورد علاقه خود رنگ‌آمیزی می‌کنند. بعد از آن نوبت به گل‌های باغچه و گلدان‌های تزئینی داخل ساختمان می‌رسد که آنها را نیز به سلیقه خود تغییر می‌دهند و بسته به بودجه در نظر گرفته شده حتی گاها کفپوش راهروها را نیز عوض می‌کنند و وقتی درباره این همه تغییرات عمرانی و زیباسازی مورد سوال قرار می‌گیرد ساعت‌ها درباره فلسفه روانشناسانه و تأثیر مثبت این کار سخن می‌گویند و اینکه شرکتی که ظاهر آبرومند دارد و تا این حد به فکر آراستگی ظاهری باشد قطعاً در رسیدگی به کار ارباب رجوع با وسواس و دقت بیشتری کار می‌کند و از این دست توجیهات، غافل از اینکه در واقع این کیفیت کار، نحوه برخورد با ارباب رجوع و حل مشکلات‌شان است که در ذهن مشتری می‌ماند و به او ذهنیت می‌دهد و اساساً تکریم مشتری یعنی همین رسیدگی راحت و بدون کاغذبازی به کار او.

 

اگرچه ظاهر آراسته کارمندان، پرده‌هایی با رنگ چشم‌ نواز و مبلمان راحت و شیک احساس خوبی به ارباب رجوع می‌دهد اما اولویت اول نیستند، چرا که اگر پیچ و خم‌های اداری سختی بر سر راه مشتری قرار دهید و از همه بدتر پس از صرف وقت بسیار باز هم کارش به نتیجه نرسد، به خاطر ظاهر زیبای اداره‌تان، ذهنیت خوبی از اداره شما پیدا نمی‌کند بلکه یادش می‌ماند که کارش انجام نشد و این ذهنیت با هیچ چیزی قابل برطرف شدن نیست.

 

اگرچه منکر تأثیر ظاهر آراسته و زیبای محیط اداره بر روحیه کارمندان و ارباب رجوع نیستم اما اولویت دادن و توجه بیش از حد به ظواهر و تشریفات علاوه بر هدر دادن سرمایه مادی سازمان، تمرکزتان را از روی مسائل مهم شرکت منحرف می‌کند و از طرفی ممکن است به از دست دادن سرمایه معنوی سازمان – که همان اعتماد ارباب رجوع به شماست- بینجامد.

 

برای اجتناب از این اشتباه چه باید کرد؟

به‌عنوان یک مدیر جدید قطعاً ایده‌های کاری تازه بسیاری برای کار دارید. ایده‌های خود را به دو بخش تغییرات ساختاری و تغییرات روبنایی و ظاهری دسته‌بندی و اولویت‌بندی و سعی کنید ضمن در نظر گرفتن اولویت‌ها، هر دو را متناسب با هم پیش ببرید. مبادا مدیری تشریفاتی و گرفتار در دام تشریفات شوید که در این صورت مصداق بارز ضرب‌المثل «آفتابه لگن هفت دست ولی شام و ناهار هیچی!» می‌شوید. همچنان که ظاهر کار برای‌تان مهم است باید سعی کنید تغییرات مثبت نیز در دل سازمان ایجاد کنید به‌طوری که علاوه بر آراستگی ظاهری محیط و کارمندان، تکریم ارباب رجوع نیز جزو فرهنگ سازمانی اداره‌تان شود.

 

منتشرشده در مقالات مدیریت
یکشنبه, 01 شهریور 1394 ساعت 04:48

پیشنهادهایی برای صاحبان کسب‌ و‌ کار

اکثر سازمان‌ها در ایران برنامه‌ریزی مستند ندارند چون مدیران ما به کار شفاهی عادت کرده‌اند و این موضوع باعث می‌شود سیستم به آنها غالب شود این درحالی است که هر سازمانی با برنامه‌ ریزی مکتوب می‌تواند همه افراد را با اهداف سازمان هم‌ سو کند تا افراد در جریان مستندات باشند. سازمان‌ دهی را باید بر مبنای برنامه‌ ریزی انجام داد و هدایت را هم بر مبنای سازمان‌ دهی و در نهایت مدیران با کنترلی که روی سازمان دارند باید به این جمع‌ بندی برسند که چقدر در برنامه‌ ریزی موفق یا ناموفق هستند؟

مدیر، یاور زیردستان

اگر می‌خواهید مدیر موفقی باشید باید کارمند‌ها و همراهان‌تان آنچه را شما می‌گویید رعایت کنند. رهبر مساعدی باشید؛ به‌جای یک رییس که فقط با دستورات، کار خود را پیش می‌برد. مدیر باید به این موضوع فکر کند که در نبود او کارمندان کار خود را به‌خوبی انجام می‌دهند. نکته اولی که در این موضوع بسیار حائز اهمیت است اینکه مدیر باید الگوی آنچه می‌گوید باشد یعنی اعمال مدیر، کلام او باشد. نکته دوم این موضوع است که مدیر باید یک مربی و کوچ خوبی باشد. همچنین کسانی را که از او الگوبرداری می‌کنند همراهی کند چون صرفا الگوبرداری کفایت نمی‌کند و در سازمان باید مدیر آنچه را انجام می‌دهد با دیگران هماهنگ کند.

تشویق، عامل تکرار

نکته سوم که بسیار هم مهم است بحث تشویق کارمندان و زیردستان است. بزرگ‌ترین عامل موفقیت در یک سازمان تشویق محسوب می‌شود برای تکرار آنچه مثبت انگاشته شده است. به‌عنوان نمونه روزی مدیری برای آرامش به ماهیگیری می‌رود چون زمان زیادی طول می‌کشد که ماهی صید کند، این مدیر به خواب می‌رود و ناگهان متوجه می‌شود که یک مارماهی محکم به قایق او برخورد می‌کند‌ و در دهان مارماهی، قورباغه‌ای تحت‌فشار بوده و آن مدیر سعی می‌کند قورباغه را از دهان مارماهی نجات دهد و وقتی موفق می‌شود با دهان باز مارماهی مواجه و مجبور می‌شود تکه استیکی را که با خود همراه دارد برای مارماهی پرت کند و مارماهی آن استیک را می‌بلعد و شناکنان از قایق دور می‌شود. پس از مدتی ماهیگیر متوجه می‌شود که دوباره مارماهی برگشته است و این بار دو قورباغه دردهان دارد و با تشویقی که انجام‌شده این اتفاق افتاده است. از این مثال درمی‌یابیم که تشویق عامل تکرار است و در مدیریت معمولا یاد نگرفته‌ایم نکات حسن را پرس‌و‌جو کنیم. مدیر باید نکته‌یابی کند در جهت آنچه مخالف نظر او است و این نکته در عرصه مدیریت به مدیران کمک می‌کند.

منتشرشده در مقالات مدیریت
چهارشنبه, 09 ارديبهشت 1394 ساعت 11:41

10 شیوه مدیریتی مدیران موفق

همانطور که مي دانيد در هر سازماني، يک هرم سازماني وجود دارد که کل فعاليت هاي سازماني را مديريت مي کند. صرفنظر از اينکه شما کجاي هرم هستيد، در سمت مدير ارشد، مدير مياني يا در سطح سرپرست، شما مسلماً مسئول هدايت و مديريت يکسري نيروهاي تحت سرپرستي خود هستيد تا از طريق هدايت و مديريت آنان به اهداف سازماني نايل آييد.

داشتن يک مدير خوب مي تواند محل کار را به يک دانشگاه به معناي واقعي تبديل کند که مي تواند تجارب با ارزشي فرا بگيريد و اگر مديرتان خوب نباشد مي تواند محل کارتان را به يک جهنم تبديل کند که در اين صورت مجبور خواهيد شد اوقات با ارزشتان را در آنجا هدر دهيد.

يک مدير خوب مي تواند به نيروهايش انگيزه دهد، از اشتباهات گذشته درس گرفته و با ايجاد يک محيط پويا و تقويت روحيه تيمي در مسير نايل شدن به اهداف کارکنان و سازمان موفق باشد.

در ادامه به 10 نکته اي که مي تواند شما را به يک مدير موفق تبديل کند، اشاره مي کنيم:

منتشرشده در مقالات مدیریت

۱) رئیس فداکار
رئیس فداکار هر آنچه را که به نفع شرکت باشد انجام داده، می دهد و خواهد داد. او هر روز بدون دریافت هیچ گونه مبلغ اضافی تا ساعت هشت بعد از ظهر در محل کارش می ماند. شما چگونه با این فرد رفتار می کنید؟ شما کاری جز گوش دادن انجام نمی دهید؟ او احتمالا بعد از بازنشستگی هم اینجا خواهد بود. پس بهتر است از همان ابتدا چگونگی کنار آمدن با این فرد را یاد بگیرید.
۲) رئیس داد و فریادکن
رئیسی که داد و فریاد راه می اندازد، فکر می کند اگر صدایش را تا حد نامعقولی بلند کند به خواسته هایش می رسد. صدای بلند تر، تعهد بالاتر. فراتر از همه چیز داد و فریاد کن ها فقط می خواهند بدانند که مورد توجه قرار می گیرند. اگر شما بتوانید با این رئیس کنار بیایید و احترام و اعتماد وی را جلب کنید، شاید بتوانید صدای او را پایین بیاورید.
۳) رئیس دلهره آور
کارکنان هر آنچه را که رئیس دلهره آور می گوید انجام می دهند؛ چرا که از وی می ترسند. او همیشه از تهدید برای ساکت نگهداشتن کارکنان استفاده می کند. این رئیس نرخ جابه‌جایی کارکنان بالایی را دارد و در نتیجه برای حفظ عامل ترس کارکنان را اخراج می کند. رئیس دلهره آور دوام نمی آورد. سرنوشت یقه او را خواهد گرفت.

منتشرشده در مقالات مدیریت
چهارشنبه, 19 فروردين 1394 ساعت 11:09

برنامه ریزی نیروی انسانی

آیا شما جزو آن دسته از مدیران هستید که تنها در زمان خروج یکی از کارمندان از سازمان به فکر استخدام فرد دیگری می افتید؟ آیا تا به حال برای شما پیش آمده که به دلیل کمبود مدت زمان ارزیابی و استخدام متقاضیان جویای کار، موفق به جذب فرد مورد نظر خود نشدید؟ اگر پاسخ شما به دو سوال مذکور مثبت است پیشنهاد می کنم ادامه مطلب را مطالعه کنید. در این مقاله قصد دارم تا به یکی از مهم ترین ارکان پروسه استخدام تحت عنوان برنامه ریزی نیروی انسانی و لزوم و اهمیت توجه به آن توسط مدیران و برنامه ریزان سازمان های دولتی و خصوصی بپردازم.

 

بدون شک یکی از مهمترین وظایف یک مدیر حرفه ای برنامه ریزی است که از آن به عنوان پایه و اساس تصمیم گیری یاد می گردد. اگر در مورد دلایل موفقیت مدیران برند های مطرح جهانی تحقیق کنیم متوجه خواهیم شد که برنامه ریزی و تصمیم گیری، دو شاخصه اصلی آنان را تشکیل داده و از آن به عنوان عوامل تفکیک کننده آنان از سایر شرکت های رقیب نام برده می شود. مدیران برای کلیه منابع تحت اختیار خود بایستی برنامه ریزی مناسبی داشته باشند. از منابع مالی گرفته تا ماشین آلات، ساختمان و نهایتا با ارزشترینِ آن که همانا نیروی انسانی است. برنامه ریزی نیروی انسانی به مدیران این اجازه را می دهد تا با بررسی وضعیت موجود کارکنان، مهارت ها و تخصصی های آنان در داخل سازمان و آنالیز متقاضیان جویای کار و شرایط تکنولوژیک در خارج از سازمان این امکان را بدست آورد تا برنامه ای جامع برای یکسال پیش روی خود ترسیم کند.

 

به زبانی دیگر، همانند مدیران مالی که با بررسی وضعیت نقدینگی و سرمایه گذاری های سال گذشته و مقایسه آن با برنامه های توسعه در آینده، برنامه و بودجه چند سال آینده را تدوین می کنند، مدیران منابع انسانی نیز با بررسی شرایط پرسنل حال حاضر شرکت و تخصص های آنان و مقایسه آن با مهارت های مورد نیاز مطابق با پیش بینی رشد تکنولوژیک در آینده ی نزدیک، برنامه ای برای جذب نیروی جدید و همچنین نگهداری پرسنل کلیدی شرکت تدوین می نمایند.

منتشرشده در مقالات مدیریت

 

بسیار پیش آمده که از من می‌پرسند «چطور می‌توانیم مدیر تاثیرگذار و موفقی باشیم؟ یکی از پیشنهادات من این است که دست‌کم دو هفته یک‌بار ۱۵ تا ۳۰ دقیقه وقت بگذارید و یک به یک با گزارش‌های کارمندان‌تان روبه‌رو شوید و آن‌ها را شخصا بررسی کنید. ملاقات‌های حضوری یکی از راهکارهای ساده و کارساز رسیدن به مدیریت تاثیرگذار است، اما به هیچ عنوان سهل‌الوصول نیست.
آماده شروع هستید؟


پیش از این‌که بخواهید برنامه ملاقات‌های یک یه یک‌تان را تنظیم کنید باید استدلال‌های محکمی برای خودتان بچینید؛ استدلال‌هایی که بر پایه اهداف و مقاصد مشخص پی‌ریزی شده باشند. اگر برنامه‌ریزی و هدف مشخص داشته باشید به نتایج رضایت‌بخش هم می‌رسید.


فرایند تعیین هدف از دو بخش تشکیل می‌شود:
۱. مسوولیت‌های‌تان را مشخص کنید.
۲. رفتار خوب و پسندیده را دقیق و با جزییات تعریف کنید.


وقتی صحبت از تعیین هدف به میان می‌آید، دقت و تمرکز در اولویت قرار دارند. هر چه هدف مشخص‌تر باشد بهتر است. همه ما افراد بسیاری را می‌شناسیم که ده- دوازده تا هدف برای خودشان دارند که واقعا زیاد است. داشتن سه تا پنج هدف قابل مشاهده و ارزیابی، بهترین نتیجه را به دنبال دارد. این قانون ۲۰/۸۰ را هیچ‌وقت فراموش نکنید: موفقیت کامل یعنی ۸۰ درصد نتیجه رضایت‌بخش به دنبال آن ۲۰ درصد هدف مشخص به وجود می‌آید. این همان حیطه مسوولیت‌های کلیدی شماست.


دستورکار در دستان گزارش‌های مستقیم
یکی از تفاوت‌های اصلی ملاقات‌های تن به تن درست با انواع دیگر دریافت گزارش این است که مدیر زمان آن را تعیین می‌کند و خود گزارش ادامه دستور کار را. یعنی در این مرحله، گزارش به اندازه خود مدیر مهم می‌شود. نقش مدیر این است که خوب گوش کند، پرسش‌های مشخص و روشن‌گرانه مطرح کند و دنبال راه حل‌های تازه و خلاقانه باشد. ملاقات‌های حضوری بهترین راه است تا مدیران خودشان را در شرایط رو در رو قرار داده و یاد بگیرند چطور شرایط را به خوبی مدیریت کنند و با خواسته‌ها و گزارش‌های غالبا پنهان دیگران، چشم در چشم شوند. اگر زرنگ باشید خوب می‌فهمید که کارمندان در حین ارائه گزارش به برخی از خواسته‌ها و انتقادهای‌شان هم اشاره می‌کنند و همین برای شما کلیدی‌ست برای درهای تازه.
برای دیگران وقت بگذارید.


مدیریت یعنی مسوولیت هماهنگ‌سازی کار و نیرو. وقتی می‌گوییم نیرو، یعنی حرف انسان در میان است. پس مدیریت یعنی مردم؛ چون اگر هر کدام افراد به هدف‌های‌شان برسند در حقیقت تمام آن سازمان به سر منزل مقصودش می‌رسد. همیشه برای ملاقات حضوری با افرادتان وقت بگذارید. چه چیزی از این مهم‌تر؟ اگر ببینید همین یک ربع نیم ساعت‌ها چه معجزاتی می‌کنند واقعا شگفت‌زده خواهید شد!

 


ترجمه: نیوشا عاشورزاده

 

 

اهداف طولانی مدت خود را بررسی کنید و در شغل فعلی به دنبال رشد استعدادهای درونی خود بگردید و فرصت هایی برای فراگیری نکات جدید پیدا کنید. می توانید کلاس هایی در مورد سرمایه گذاری های کلان، چگونگی برگزاری سمینارهای بزرگ، روش انجام چندین پروژه در یک زمان و ... را انتخاب کنید و به یادگیری علوم جدید بپردازید، نصایح مدیران ارشدی را که قبول دارید گوش دهید.

حتی اگر شغلتان از بعضی جهات خسته کننده به نظر می رسد، مجموعه ای از افراد را گردهم بیاورید تا به شما در بالا رفتن از پله های نردبان شغلی کمک کنند. هنگامیکه با یک دید باز در جهت رسیدن به اهداف شخصی خود گام بردارید به این نتیجه می رسید که تا چه اندازه موقعیت شغلی فعلی شما رضایت بخش است.

 

آیا شغلتان مشوق و محرک شما در زندگی نیست؟

 

هر کسی در مقابل تلاش روزانه خود انتظار پاداش دارد.

اگر شما احساس می کنید که در کار روزانه خود هیچ گونه کار مفیدی را انجام نمی دهید از مدیریت درخواست واگذاری مسئولیت های بیشتری را بکنید.

کارفرمایان زیرک و مقتدر همیشه کارکنان خود را به امتحان کردن وظایف جدید و یادگیری مهارت های تازه تشویق می کنند، حتی اگر امکان اشتباه وجود داشته باشد.

از بین کارهایی که از انجام آنها لذت می برید برای انجام وظایف بیشتر پیشنهاد دهید تا توانایی شما برای رسیدن به هدف افزایش پیدا کند.

 

 

جمعه, 12 دی 1393 ساعت 11:18

آیا انتظارات شما منطقی است

 

آیا انتظارات شما منطقی است

 

اگر هنوز جزء تازه واردها هستید نباید انتظار حقوق و مزایای هیئت مدیره شرکت را داشته باشید.

رها کردن شغل به این دلیل که مجبور هستید به سختی کار کنید و وقت آزاد چندانی ندارید، یک کار غیرمسئولانه و نوعی بی تجربگی به حساب می آید.

حتی اگر از تحصیلات عالیه برخوردار بوده و به اندازه کافی شور، اشتیاق و انرژی در شما یافت می شود برای پیشرفت و ترقی و بالارفتن از پله های نردبان زندگی شغلی باید خود را نشان دهید و توانایی هایتان را به اثبات برسانید.

رفتارها و توانایی های خود را به طور واقعی تخمین بزنید و به این دلیل که تنها از شغل خود احساس رضایت نمی کنید از کار کردن دست نکشید.

 بهتر است از منفی بافی دست بکشید. اجازه ندهید تا افکار منفی اطرافیان به ذهن شما نفوذ کند اگر چنین اتفاقی روی دهد شما وارد یک چرخه منفی گرایی می شوید.

 

 

چهارشنبه, 10 دی 1393 ساعت 11:14

آیا از رفتن به محل کار خود لذت می برید

 

آیا از رفتن به محل کار خود لذت می برید

 

هر روز صبح باید بالاجبار از رخت خواب بیرون آمده و آماده رفتن به محل کار خود شوید.

 اگر شغل خود را دوست نداشته باشید انجام این کار برای شما غیر ممکن خواهد شد.

 اگر شب گذشته تا دیروقت بیدار نبوده و به مهمانی هم نرفته باشید ولی هنوز هم با سختی از خواب بلند می شوید شاید در این شرایط مغز و بدن شما بخواهند پیغامی را به شما برسانند.

 شرایط مناسب شغلی، همکاری خوب تیمی و انجام وظایفی که از آنها لذت می برید، بیدار شدن صبح شما را آسانتر می کنند.

 احساس مسئولیت پذیری که از طرف کارفرما به شما القا می شود عامل موثرتری برای تشویق شما در رفتن به محل کار محسوب می شود.

 

 

صفحه1 از2

رادیو آموزش

بزرگان مدیریت

تعداد کاربران آنلاین

ما 29 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

با ما در تماس باشید

  9128503061 - 98+

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

تهران، میدان ونک، ابتدای خیابان ونک، مجتمع اداری آسمان، طبقه 10، واحد 1011