Homeدست نوشته های مدیریتینمایش موارد بر اساس برچسب: تبلیغات
سه شنبه, 21 مهر 1394 ساعت 06:10

نگاهی به آگهی تلویزیونی بانک آینده

موضوع محبوب انشاء؛ ایده آگهی تلویزیونی

زنگ انشا که فرا ‌می‌رسید، معلم کلاس در اکثر سال‌های تحصیلی یک موضوع را برای به کار انداختن تخیل بچه‌ها روی تخته سیاه می‌نوشت. «در آینده می‌خواهید چه کاره‌شوید». اکثر دانش‌آموزان ایرانی با این موضوع تکراری خاطره دارند. موضوعی که معمولاً جوابش به چند شغل مشخص محدود می‌شد. پسرها در اکثر مواقع دوست داشتند، خلبان و دکتر شوند و دخترها نیز به پرستاری و معلمی گرایش زیادی داشتند. گاهی همین موضوع انشای ساده برای بسیاری از دانش‌آموزان تبدیل به رویایی می‌شد که وقتی در دوران بزرگسالی به آن نمی‌رسیدند با کشیدن آهی خاطرات آن دوران را برای نسل‌های بعدی‌شان تعریف می‌کردند. پس این موضوع انشا یک خاطره مشترک برای تمام کسانی است که در کشورمان تحصیل کرده‌اند. حال همین موضوع ساده تبدیل به ایده آگهی مناسبتی بانک آینده شده است.

3523626325626253121235623623315623

مخاطبان در اکثر مناسبت‌های ملی و مذهبی شاهد اکران آگهی‌های تلویزیونی مختلفی از طرف بانک‌ها هستند. در این راستا بانک آینده به مناسبت شروع سال تحصیلی و ماه مهر آگهی انیمیشنی خاطره‌انگیزی را به نمایش گذاشت. در این آگهی چندین دانش‌آموز دختر و پسر ابتدایی درباره این موضوع انشای نوستالژیک با همان حرکات کودکانه جلوی قاب دوربین صحبت می‌کنند و دقیقا همان شغل‌های رویایی دانش‌آموزان نسل‌های قبلی خود را تکرار می‌کنند.

جمعه, 25 ارديبهشت 1394 ساعت 05:09

اشتباه تبلیغاتی کوکاکولا

*عدم تطابق تبلیغ با بازار هدف*

 

یکی از نمایندگان فروش شرکت کوکاکولا، مأیوس و نا امید از خاورمیانه بازگشت.

دوستی از وی پرسید: «چرا در کشورهای عربی موفق نشدی؟»
وی جواب داد: «هنگامی که من به آنجا رسیدم مطمئن بودم که می توانم موفق شوم و فروش خوبی داشته باشم. اما مشکلی که داشتم این بود که من عربی نمی دانستم. لذا تصمیم گرفتم که پیام خود را از طریق پوستر به آنها انتقال دهم. بنابراین سه پوستر زیر را طراحی کردم:
پوستر اول مردی را نشان می داد که خسته و کوفته در بیابان بیهوش افتاده بود.

پوستر دوم مردی که در حال نوشیدن کوکا کولا بود را نشان می داد.
پوستر سوم مردی بسیار سرحال و شاداب را نشان می داد.
پوستر ها را در همه جا چسباندم.»

دوستش از وی پرسید: «آیا این روش به کار آمد؟»

وی جواب داد: «متاسفانه من نمی دانستم عربها از راست به چپ می خوانند و لذا آنها ابتدا تصویر سوم، سپس دوم و بعد اول را دیدند.!!!!

سؤال: من به دنبال آن هستم که مشتریانم زمانی که اولین جلسه‌مان را ترک می‌کنند، در مورد همکاری با شرکت من مطمئن باشند. آیا راهکارهایی در این زمینه دارید؟

 

پاسخ: قطعا راهکارهایی وجود دارد. من عاشق اولین جلسه با مشتریان بالقوه هستم. در چنین جلساتی من در مورد رویاهای یک فرد می‌شنوم و ممکن است این فرصت را داشته باشم که با خلاقیت خود، آنها را تحقق بخشم. چه چیز دیگری می‌تواند تا این اندازه هیجان‌آور باشد؟
با دنبال کردن چند قدم ساده، می‌توان یک ملاقات خسته‌کننده را تبدیل به یک تجربه شگفت‌انگیز کرد.
• خودتان در ورودی شرکت با سلامی گرم به مشتریان خوش‌آمد گفته و هرگز آنها را منتظر نگذارید. زمانی که با یکی از مشتریان خود به نام ژوان ریورز ملاقات کردم، او از دیدار با یک طراح صاحب‌نام می‌آمد که او را منتظر گذاشته بود. او به من گفت که احساس کرده است که برای ملاقات با ملکه انگلیس انتظار می‌کشد، به همین دلیل به من مراجعه کرده بود و من اولین سفارش کاری بزرگم را به‌عنوان یک طراح مراسم دریافت کردم.
• مطمئن شوید تمامی فضاهای شرکت تمیز و مرتب بوده و با گل‌های تازه یا یک شمع معطر بهبود نیز یافته است.

منتشرشده در مقالات مدیریت

رادیو آموزش

بزرگان مدیریت

تعداد کاربران آنلاین

ما 168 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

با ما در تماس باشید

  9128503061 - 98+

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

تهران، میدان ونک، ابتدای خیابان ونک، مجتمع اداری آسمان، طبقه 10، واحد 1011