Homeدست نوشته های مدیریتی
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

یکی از مباحثی که متاسفانه مدیران در آن دقت لازم را خرج نمی‌دهند، اخراج کارمندان خود است. وقتی شما به‌عنوان مدیر یکی از کارمندان خود را اخراج می‌کنید باید حواستان باشد که این کارمند نباید طوری اخراج شود که دیگر به چرخه کاری باز نگردد. بگذارید منظورم را روشن‌تر بیان کنم؛ وقتی ما قصد داریم نیروهای خود را بنا به دلایلی کاهش دهیم باید این موضوع را در نظر داشته باشیم که هر لحظه اگر نیاز داشتیم که مجددا از آن نیرو استفاده کنیم به لحاظ روانی آمادگی انجام کار خود را داشته باشد نه آنکه طوری آن نیرو را از نظر روانی تخریب کنیم که دیگر انگیزه لازم را برای کار مجدد از دست بدهد.

اجازه دهید با یک مثال موضوع را روشن‌تر کنم. چند روز پیش شنیدم که یک مدیر دبیرستان شاهد در یکی از مناطق تهران یکی از معلمان باسابقه خود را که اتفاقا عملکرد بسیار خوبی هم داشته و رضایت جمعی دانش‌آموزان و اولیای خود را به همراه داشته با یک پیامک اخراج کرده، متن پیامک حاکی از آن بوده که مدیرضمن تشکر از معلم خود از ایشان خواسته دیگر برای سال بعد با آن دبیرستان همکاری نکند.

ادامه مطلب...
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

یک طرح ساده کافی است برای اینکه مشتریان خودشان را به ماموران تبلیغاتی برندها و فروشنده‌ها تبدیل کنند. آنها می‌خواهند برنده باشند و خلاقیت‌شان را به نمایش بگذارند تا شاید از مزایایی بهره‌مند شوند. فروشنده‌ها هم همین را می‌خواهند و حاضرند به خاطرش هزینه کنند تا بیشتر دیده شوند و عکس‌های محصولات‌شان بیشتر به اشتراک گذاشته شود. این ساز‌و‌کار ساده‌ای است که رقابت عکس‌های اینستاگرامی را داغ کرده و آن را در صفحه‌های مختلف به راه انداخته؛ از صفحات فروش لباس و دکوراسیون تا رستوران‌ها و کافه‌ها. جایزه بهترین عکس‌ها هم براساس تصمیم مسئولان صفحه‌های مجازی متفاوت است.

32523623626213522624634637634

گاهی بخشی از محصول، گاهی تخفیف و گاهی هم تنها اعلام برنده و انتشار بهترین عکس. مسابقه‌های عکس در شبکه‌های اجتماعی در ایران هم به راه است و صفحه‌های مختلف تلاش می‌کنند مخاطبان‌شان را با ایجاد یک رقابت ساده، بیشتر کنند.

 

طراحی بهترین فنجان قهوه

کافه ورتا در خیابان انقلاب تهران طرحی را اجرا می‌کند تا خلاقیت مشتریانش را به کار بگیرد. این کافه در ازای هر فنجان کاپوچینو یک فنجان کاغذی به مشتریانش می‌دهد تا آن را طراحی کنند. هر کدام از مشتریان دسته فنجان را طوری داخل طرح‌شان جا می‌دهند؛ یکی آن را خرطوم فیلی که کشیده در نظر می‌گیرد و یکی هم دسته را تبدیل به گوش پسربچه‌ای می‌کند که روی فنجانش نقاشی کرده. همه این کارها برای این است که تصویر خلاقانه فنجان مورد علاقه‌شان را شیر کنند، هشتگ مخصوص را زیرش ثبت کنند و برنده جایزه بهترین طراحی شوند.

این کافه برای تشویق مشتریانش به شرکت در رقابت، در صفحه اینستاگرامش نوشته: «یک بار دیگر در کیک استودیو ورتا سراغ شما آمده‌ایم؛ سراغ شما و ایده‌های نابتان، چرا که می‌دانیم کاپوچینو سرآغاز راه خلاقیت شما خواهد بود. پس بنوشید، لذت ببرید و آماده ایده‌پردازی شوید. در کنار هر فنجان کاپوچینو که میهمان ما هستید، یک لیوان کاغذی به شما داده خواهد شد. این فنجان کاغذی متعلق به شماست، هر گونه که می‌خواهید آن را طراحی کنید. مطمئن هستیم شاهد طرح‌های بی‌نظیری از سوی شما خواهیم بود. پس منتظریم تا از فنجان‌های خود عکس بگیرید و آن را با هشتگ bestcupofcappuccino# در اینستاگرام بگذارید.

علاوه بر اینکه هر هفته به لیوان برگزیده آیپاد شافل هدیه می‌شود، در پایان هر ماه نیز برای شما آیپد در نظر گرفته‌ایم. انتخاب فنجان‌های طراحی شده برتر، توسط تیم نسکافه ایران صورت خواهد گرفت و به تعداد لایک‌های عکس‌ها در اینستاگرام بستگی نخواهد داشت.» تاکنون بسیاری از مشتریان کافه در این رقابت شرکت کرده‌اند و طرح‌های‌شان در صفحه به نمایش درآمده. بعضی هم دوستان‌شان را تشویق می‌کنند تا برای گرفتن فنجان کاغذی سری به کافه بزنند و وارد مسابقه شوند.

 

تخفیف برای بهترین عکس

عکس گرفتن با کالاهایی که کاربران خریده‌اند یکی از شیوه‌هایی است که صفحه‌های اینستاگرامی برای ایجاد رقابت به کار می‌گیرند. ممکن است عکس‌ها سلفی باشند، ممکن است تنها اشیا در آنها باشند یا اینکه توسط دیگری از خریدار گرفته شده باشند. در نهایت هر کدام زیباتر باشند یا بیشترین لایک را بگیرند می‌توانند صاحب‌شان را یک تخفیف ویژه میهمان کنند یا فرصتی به او بدهند تا عکسش توسط صدها نفر دیده شود.

 

روسری سپینود یکی از صفحه‌های ایرانی است که مسابقه مشابهی را پیش گرفته، صفحه‌ای که متعلق به هیچ فروشگاهی در دنیای واقعی نیست و تنها از راه مجازی روسری‌هایش را می‌فروشد. بنابراین یک مسابقه عکاسی می‌تواند با ساختن عکس‌های زیبا مشتری‌های بیشتری را به صفحه بکشاند. خریداران این روسری می‌توانند با عکس گرفتن از خریدشان با هر چیدمانی که می‌پسندند، جایزه بهترین عکس را که تخفیف برای خرید است بگیرند.

 

این صفحه هم در توضیح مسابقه‌اش نوشته: «از سپینود خرید کنید و عکس خریدهاتون رو براى ما بفرستید. هر ماه به سه عکس منتخب، تخفیف ۵۰‌درصدی تعلق خواهد گرفت. همچنین می‌تونید شانس خودتون رو در قرعه‌کشی ماهانه سپینود امتحان کنید و برنده تخفیف ۵۰‌درصدی محصولات ما باشید. سه عكس منتخب توسط داوران سپینود انتخاب می‌شود و تعداد لایك صرفا ملاك انتخاب نیست.» مشتریان این صفحه هم از مسابقه عکاسی استقبال کرده‌اند و هر از گاهی یکی از عکس‌های منتخب‌شان منتشر می‌شود.

 

از خریدتان عکس بگیرید

یکی دیگر از صفحاتی که مبنای مسابقه عکس اینستاگرامی‌اش را عکس گرفتن از محصولات خودش قرار داده فروشگاه دوک در میرداماد است. جایزه این فروشگاه‌ هم دریافت محصول تا سقف هزینه مشخص است. زیورآلات پارچه‌ای این فروشگاه باید سوژه عکس مشتری‌هایی شود که می‌خواهند دفعه بعد با تخفیف خرید کنند. صفحه اینستاگرام این فروشگاه درباره مسابقه‌اش نوشته: «دوستان عزیزى كه محصولات دوك رو دارن میتونن از این محصولات (با مدل یا بى مدل) عكاسى كنن و براى ما بفرستن. عكس‌هاى برگزیده روى صفحه دوك قرار می‌گیره و عكسى كه بالاترین لایك رو تا آخر هر ماه بگیره می‌تونه تا مبلغ ٥٠٠٠٠ تومان از محصولات فروشگاه دوك دریافت کنه.»

 

بعضی از کاربران دوستان‌شان را زیر عکس‌هایشان منشن کرده‌اند تا آنها هم آن را لایک کنند و رأی بیشتری برای کاربر به همراه بیاورند. کاری که مشتریان بالقوه را به صفحه فروشگاه می‌کشاند و آنها را با محصولاتش آشنا می‌کند. همان چیزی که انگیزه به راه انداختن رقابت تصویری را در فروشندگان و صاحبان کسب‌و‌کارها تقویت می‌کند.

3526342346236234624624631226624734

25264734732462643734573578358

ادامه مطلب...
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

برند تنها یک محصول فیزیکی نیست، بلکه یک خاصیت منحصر‌به‌فرد است که در طول زمان گسترش و بهبود می‌یابد و دارایی‌های ملموس و غیر‌ملموس را از آن خود می‌سازد. استراتژی برند همان استراتژی کسب‌و‌کار است و مدیریت آن بیشتر از آنکه تاکتیکی و واکنشی باشد، استراتژیک و عینی است و لازم است مدیران ارشد، مسئولیت اصلی برند سازمان را شخصا برعهده داشته باشند و از هویت و خوشنامی سازمان خویش در تمام شرایط و فعالیت‌ها حفاظت کنند. برندها از طریق مردم وارد زندگی می‌شوند. برند نباید تصاویر و برچسب‌های منفعل باشد، بلکه باید تجربه‌ای زنده و جایی باشد که ارزش‌ها و باورها را به طرق مربوط برای هر گروه دیگری از ذی‌نفعان به نمایش می‌گذارد.

از برندهای بزرگ دنیا درس‌های زیادی می‌توان فرا گرفت. کتاب «دلایل کامیابی برندهای برتر جهانی» نوشته دکتر پرویز‌درگی که به چاپ دوم نیز رسیده است، به همین مقوله می‌پردازد. در قسمتی از این کتاب درباره ساختار و سلسله مراتب دقیقی شرکت آدیداس و نقش آن در موفقیت این برند می‌خوانیم:

در آدیداس ساختار سازمانی بسیار دقیقی تعریف شده است. در این شرکت، بخش‌های عملکردی مختلفی مانند بازاریابی، تولید، تحقیقی و توسعه، خدمات مشتریان، توزیع و... با وظایفی روشن و تعریف شده در کنار یکدیگر فعالیت می‌کنند. مدیرعامل در رأس امور قرار دارد. سپس یک هیات‌مدیره چهار نفره قرار دارد که هر نفر مسئول حداقل یک عملکرد کلیدی در مجموعه است. پس از این هیات‌مدیره چهار نفره، یک هیات‌مدیره نظارتی قرار دارد که شامل 12 نفر از مجرب‌ترین مدیران و متخصصان آدیداس است.

این کتاب در 304 صفحه و قیمت 16هزار تومان توسط انتشارات بازاریابی به چاپ رسیده است.

ادامه مطلب...
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

موضوع محبوب انشاء؛ ایده آگهی تلویزیونی

زنگ انشا که فرا ‌می‌رسید، معلم کلاس در اکثر سال‌های تحصیلی یک موضوع را برای به کار انداختن تخیل بچه‌ها روی تخته سیاه می‌نوشت. «در آینده می‌خواهید چه کاره‌شوید». اکثر دانش‌آموزان ایرانی با این موضوع تکراری خاطره دارند. موضوعی که معمولاً جوابش به چند شغل مشخص محدود می‌شد. پسرها در اکثر مواقع دوست داشتند، خلبان و دکتر شوند و دخترها نیز به پرستاری و معلمی گرایش زیادی داشتند. گاهی همین موضوع انشای ساده برای بسیاری از دانش‌آموزان تبدیل به رویایی می‌شد که وقتی در دوران بزرگسالی به آن نمی‌رسیدند با کشیدن آهی خاطرات آن دوران را برای نسل‌های بعدی‌شان تعریف می‌کردند. پس این موضوع انشا یک خاطره مشترک برای تمام کسانی است که در کشورمان تحصیل کرده‌اند. حال همین موضوع ساده تبدیل به ایده آگهی مناسبتی بانک آینده شده است.

3523626325626253121235623623315623

مخاطبان در اکثر مناسبت‌های ملی و مذهبی شاهد اکران آگهی‌های تلویزیونی مختلفی از طرف بانک‌ها هستند. در این راستا بانک آینده به مناسبت شروع سال تحصیلی و ماه مهر آگهی انیمیشنی خاطره‌انگیزی را به نمایش گذاشت. در این آگهی چندین دانش‌آموز دختر و پسر ابتدایی درباره این موضوع انشای نوستالژیک با همان حرکات کودکانه جلوی قاب دوربین صحبت می‌کنند و دقیقا همان شغل‌های رویایی دانش‌آموزان نسل‌های قبلی خود را تکرار می‌کنند.

ادامه مطلب...
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

كمپانی رنو در حضور مطبوعات از «سدان تالیسمن» پرده‌برداری كرد. رونمایی این مدل جدید، نشان‌دهنده اراده این كمپانی فرانسوی برای حضور در تمام كلاس‌های اتومبیل است. رنو با تشریفات زیادی از مدل‌های جدیدش رونمایی می‌كند اما چالش اصلی رنو برای فروش «سدان متوسط تالیسمن»، متقاعد كردن اذهان عمومی برای خرید این خودرو است. «سفران و لگونا»، مدل‌های قدیمی رنو در این كلاس بودند كه فروش خوبی نداشتند و عملا رنو این كلاس را به آلمانی‌ها واگذار كرده بود. این مدل جدید به‌گونه‌ای طراحی و آماده شده است كه در صورت شكست احتمالی در فروش آن زیان كمتری به رنو برسد.

اقتصاد كلان

برخلاف باور عمومی، این خودرو سود كلانی را برای رنو در پی نخواهد داشت چراكه اهداف مالی، تجاری و صنعتی یك شركت، تنها با ارائه یك مدل تحقق نخواهد پذیرفت. با معرفی خودرو‌های جدیدی كه تعداد آنها رو به افزایش است رنو به دنبال تصاحب بازار خودرو در تمامی كلاس‌هاست. رنو كجار كه در فوریه رونمایی شد، امكان حضور موثر فرانسوی‌ها را در بازار شاسی‌بلندهای متوسط شهری كه از 10 سال پیش بازار خودرو را تصاحب كردند فراهم آورد. 

رنو امسال خودرو جدید اسپیس و وید را با قیمت 4هزار‌یورو در هند رونمایی كرد و همچنین برای پرده‌برداری از خودروی اسپرت جدید خود، آلپین آماده می‌شود. در سال‌های اخیر تمركز رنو بیشتر روی چند مدل محدود بوده است كه به‌صورت گسترده روی خط تولید قرار می‌گرفتند اما اكنون با تغییر سیاست‌های این كمپانی و با تنوع بخشیدن به محصولات، انواع مختلف خودرو به‌صورت محدودتر روی خط تولید قرار می‌گیرند. 

اگرچه تالیسمن می‌تواند موفقیت خوبی برای رنو رقم بزند، اما آقای «كارلوس گوسن» مدیرعامل رنو، با توجه به عملكرد كلی خود ارزیابی خواهد شد، البته این كمپانی فرانسوی جایگاه خود را بعد از سود خوبی كه از فروش داستر به دست آورد حفظ خواهد كرد.

ادامه مطلب...
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

-مواجهه با دروغ در مذاکره؛ از جمله قوانین توصیه شده در مذاکره این است که اگر کسی در مذاکره به شما دروغ گفت و شما متوجه شدید که او دروغ می‌گوید، نباید این مساله را مطرح کنید. به عبارتی، ما اصلا حق نداریم طرف مقابلمان را ضایع کنیم. چرا که در مذاکره، طرف مقابل یا همکار من است یا دوست یا یکی از اعضای خانواده من. باید به یاد داشته باشیم که به‌ هر حال، می‌خواهم رابطه‌ام را با این فرد ادامه بدهم و اگر بخواهم دروغش را به رویش بیاورم، برای خودم نامطلوب خواهد بود چرا که حرمت‌ها از بین می‌رود و دیگر به‌سختی می‌توان رابطه را ادامه داد.

-قانون مهم دیگر مذاکره، به تاخیر انداختن انتقام است، حتی اگر نمی‌توانیم خودمان را کنترل کنیم و حتما می‌خواهیم انتقام بگیریم، حداقل دیرتر این کار را بکنیم. هر چقدر بگذاریم زمان بگذرد ممکن است اطلاعاتمان کامل شود و ببینیم اشتباه کرده بودیم. شاید هم کلا منصرف شویم. در فیلم «kill Bill» یک شعار زیبا هست که می‌گوید «انتقام غذایی است که باید خنک سرو شود» این بر عکس تفکر بسیاری از امثال ماست که فکر می‌کنیم انتقام باید داغ سرو شود و تا داغ هستیم، باید حرفمان را بزنیم.

ادامه مطلب...
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

 در مذاکره همواره باید به مسیر پیش‌رو نگاه کرد. از دیگر قوانین مذاکره این است که همیشه به چیزی که جلویمان است نگاه کنیم نه به چیزی که پشت سرمان است و اصلا مهم نیست چقدر راه تا حالا آمده‌ایم. بگذارید یک مثال تجاری در این مورد بزنم. فرض کنید یک کارگاه دست دوم خریده‌ایم که کار جدیدی را در آن شروع کنیم. پیش خودمان می‌گوییم اگر یک دستی به سر و روی این کارگاه بکشیم، می‌توانیم حسابی از آن درآمد کسب کنیم. به‌عنوان مثال رنگش می‌کنیم. این کار فقط ۵ میلیون تومان هزینه دارد. بعد شروع می‌کنیم به کار کردن و می‌بینیم دستگاه‌ها خوب کار نمی‌کنند و 20 میلیون تومان دیگر خرج می‌کنیم که دستگاه‌های خوب بخریم. بعد می‌بینیم سیستم برق مشکل دارد و مجبوریم چند میلیون هم برای برق‌کشی هزینه کنیم. روزی می‌رسد که می‌بینیم اگر کارگاه نو می‌خریدیم، کافی بود 80 میلیون تومان هزینه کنیم و امروز ۱۳۰ میلیون تومان هزینه کرده‌ایم و هنوز هم می‌بینیم جای خرج دارد! اینچنین ما در یک حلقه باطل می‌افتیم و این حلقه ادامه پیدا می‌کند و چون تا حالا اینقدر خرج کردیم، دلمان نمی‌آید از این حلقه باطل خارج شویم.


ما خیلی وقت‌ها تصمیم‌های رو به جلویمان را با نگاه رو به عقب می‌گیریم. مثلا حاضر نیستیم از کاری که دوستش نداریم بیرون بیاییم چون مثلا 10 سال آنجا کار کردیم و آن وقت 30 سال در آن شرایط بد کار می‌کنیم، چون حاضر نیستیم گذشته را رها کنیم. این اتفاق خیلی در مذاکره می‌افتد. در حالی که منطق می‌گوید هر چقدر که تا به حال باختی، باختی! به امروز نگاه کن که چه اتفاقی دارد می‌افتد.

ادامه مطلب...
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

- اگر مذاکره نیازمند «متقاعدسازی» است، برای نتیجه‌گیری عجله نکنید، متقاعدسازی، به معنای تغییر نظر دیگران و نزدیک کردن دیدگاه آنها به دیدگاه خودمان است. انسان‌ها در مقابل تغییر نظر خود، مقاومت دارند. راجر داوسون، یکی از نویسندگان کتاب‌های مذاکره، تعبیر ساده اما دقیقی دارد و می‌گوید: مقاومت مردم در برابر متقاعدسازی،‌ شبیه مقاومت هوا در برابر حرکت است. اگر آرام حرکت کنید آن را نمی‌بینید. اما اگر با شتاب حرکت کنید، کاملا می‌تواند مانع شما شود.

 

- هیچ‌ وقت یک گزینه را به تنهایی پیش روی طرف مقابل قرار ندهید.«هیچکس دوست ندارد یک گزینه را از میان یک گزینه ارائه شده انتخاب کند!» چه هنگامی که به عنوان کارمند،‌ روبه‌روی مدیر خود می‌ایستیم و چه زمانی که به‌عنوان مدیر با کارمندان خود صحبت می‌کنیم، همیشه تعدد گزینه‌ها می‌تواند مفید و اثربخش باشد و احساس خوبی را برای طرف مقابل ایجاد کند.


این نکته مهم را در صنایع بزرگ جهان هم می‌توان مشاهده کرد. حتی برترین خودروسازان دنیا هم، مدل‌های خودروی مشابهی را با تغییرات بسیار جزیی عرضه می‌کنند تا خریدار، احساس نکند که تنوع گزینه‌ها برای او وجود ندارد.

ادامه مطلب...
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

 

تا حد امکان یک گفت‌وگو و مذاکره را با حالت قهر ترک نکنید. ترک گفت‌وگو به حالت قهر،‌ تنها زمانی توجیه دارد که مطمئن باشید دیگر هرگز و هرگز نمی‌خواهید با طرف مقابل رابطه داشته باشید. اما اگر فکر می‌کنید که قهر کردن می‌تواند باعث گرفتن امتیازهای بیشتری شود و بعداً در شرایط بهتری به گفت‌وگو و مذاکره ادامه می‌دهید، این منطق چندان صحیح نیست. قطع مذاکره و گفت‌وگو، می‌تواند در هر یک از طرفین موجب برانگیخته شدن احساسات منفی زیادی بشود و رابطه مجدد را سخت و دشوار کند. یک لحظه با خود فکر کنید. فرض کنید طی یک تماس تلفنی با یکی از دوستان یا بستگان یا همکاران خود دچار مشاجره لفظی می‌شوید. اگر الان گوشی تلفن را قطع کنید، گفت‌وگو قطع نمی‌شود. هر یک از طرفین در ذهن خود گفت‌وگو را تند‌تر و خشن‌تر از قبل ادامه می‌دهد. اگر هم هر یک از طرفین برای اطرافیان خود داستان گفت‌وگو را – طبیعتا- به روایت خود تعریف کند، اطرافیان به احتمال زیاد با او همراهی خواهند کرد. حالا دو طرف گفت‌وگو عصبی‌تر از قبل هستند و بر گفته‌های خود بیشتر از قبل اصرار دارند و این فاصله بزرگ ایجاد شده را سخت‌تر می‌توان پر کرد. به همین دلیل توصیه می‌شود اگر گفت‌وگوی شما با کسی به تنش کشید،‌ هرگز محل گفت‌وگو را ترک نکنید یا اگر گفت‌وگو تلفنی است، هرگز تماس را قطع نکنید. فقط تلاش کنید درباره موضوعات عمومی‌تری که تنش و اختلاف‌نظر در آنها کمتر است، صحبت کنید تا کمی از التهاب فضا کاسته شود.

 

 

ادامه مطلب...
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

 

اگر معنای لغت «فرصت» را در فرهنگستان‌های گوناگون جست‌وجو کنید به نتایج جالبی دست خواهید یافت. اما جامع‌ترین معنای این واژه را می‌توان در فرهنگ لغت وبستر(Webster)یافت که فرصت را «شرایط و موقعیت‏هایی که می‌تواند به پیشرفت و توسعه منجر شود» معرفی می‌کند. از قدیم الایام نیز مصطلح است که فرصت‌ تنها یک بار سراغ هر فرد می‌آید و در صورتی‌که از آن غافل شده و توجهی به آن نشود، به سرعت دور شده و به سراغ فرد دیگری که قدر آن را بیشتر بداند می‌رود. به‌طورکلی تفاوت بین یک فرد معمولی و یک کارآفرین موفق، استفاده خلاقانه از فرصت‏ها برای تبدیل یک ایده به محصول است. اما سوالی که مطرح می‌شود این است که این فرصت‌ها چگونه خلق شده و از چه طریق اطلاع‌رسانی می‌شود؟

جالب است بدانید که اغلب فرصت‌ها به‌صورت کاملاً اتفاقی و در نتیجه ایجاد یک فرصت مشابه دیگر به وجود می‌آیند. به‌عنوان مثال، اینترنت زمانی پا به عرصه وجود نهاد که کامپیوترها ایجاد شده بودند یا همه‌گیر شدن اینترنت این فرصت را برای کارآفرینان ایجاد کرد تا محصولات خود را در فضای مجازی به فروش برسانند و در این راستا شرکت‌های ارائه‌دهنده وب‌سایت‌های فروش اینترنتی رونق گرفتند. در بازار غیر‌آنلاین نیز می‌توان مثال‌های متعددی را یادآور شد. به‌عنوان مثال، در سال 1985 نخستین فروشگاه زنجیره‌ای جهان افتتاح شد که علت ایجاد آن، عدم توانایی در پاسخ دهی مناسب به نیازهای متنوع مشتریان بود. این، فرصتی عالی را برای کارآفرینان در آن زمان ایجاد کرد.

پس از مدتی، حجم فروش بالای این فروشگاه‌ها باعث شد فرصتی دیگر خلق شود و آن استفاده از کارت‌های بانکی برای خرید به جای پول نقد بود که فرصتی را در اختیار شرکت‌هایی قرار داد که چنین سیستمی را در فروشگاه‌ها پیاده‌سازی کنند. اما همان‌طور که پیش‌تر گفته شد، سوال دیگری که مطرح است این است که کارآفرینان چگونه از فرصت‌های ایجاد شده مطلع می‌شوند؟ شاید تا دو دهه گذشته، به دلیل پایین بودن حجم تعداد فرصت‌های کسب‌وکار موجود در بازار، شناسایی فرصت‌ها کار سخت و پیچیده‌ای نبود و در اصطلاح تنها نیاز به گوش به زنگ بودن و کمی زیرکی بود.

نتایج تحقیقات نشان می‌دهد که اکثر کارآفرینان بزرگ که فعالیت خود را بین سال‌های 1970 تا 2000 آغاز کرده‌اند و جزو بنیانگذاران برند‌های مطرح دنیا نیز هستند، رمز موفقیت خود را در توجه بیش از اندازه به تغییر و تحولات دنیای پیرامون خود دانسته‌اند و خاطرنشان کرده‌اند دلیل اکثر شکست‌هایی که در طول مدت زمان فعالیت شرکت خود در فروش برخی محصولات داشته‌اند، کمبود رسانه‌ها و منابع اطلاعاتی قوی بوده که در آن زمان به خوبی نتوانستند شرایط بازار و فرصت‌های سرمایه‌گذاری را به نحوی صحیح پوشش دهند.

امروزه تأثیر رسانه‌ها و منابع اطلاعاتی در رشد و رونق کسب‌وکار به اثبات رسیده و به‌عنوان یکی از اهرم‌های موفقیت شرکت‌های موفق تلقی می‌شود.در شرایط کنونی، کسب‌وکارهایی موفق‌ترند و کمتر با شکست روبه‌رو می‌شوند که مدیران و تصمیم‌گیران آن، روزانه در جریان وقایع و اتفاقات مرتبط با اقتصاد و صنعت پیرامون خود قرار گیرند. تصویب یک مصوبه در دولت می‌تواند باعث ایجاد یا حذف یک فرصت سودآوری شود. همچنین افزایش یا کاهش نرخ ارز، طلا و قیمت نفت یا تغییراتی که در طول زمان در سطح درآمد و سلایق مشتریان برای خرید برخی از محصولات ایجاد می‌شود، از دیگر عواملی است که رهبران سازمان‌ها را وادار به رصد کردن به‌موقع اخبار و رویدادهای مرتبط می‌کند.

ادامه مطلب...
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

رقيب شما كيست؟

 

وقتي روبرتو گويزوتا (Roberto Goizueta) در دهه 1980 مديرعامل كوكاكولا شد، با رقابت شديد پپسي مواجه شدكه باعث كاهش رشد سهم كوكا شده بود. مديرانش بر رقابت با پپسي متمركز شده بودند و قصد داشتند در هر دوره زماني برنامه رقابتي، سهم بازار كوكا را 0/1 درصد افزايش دهند.

 

روبرتو تصميم گرفت رقابت عليه پپسي را متوقف كند و به جاي آن عليه شرايط افزايش 0/1 درصد رشد رقابت كند.

 

او از مديرانش پرسيد: «ميانگين مايعاتي كه هر آمريكايي در روز مي نوشد چقدر است؟» جواب 14 اونس بود.

 

«سهم كوكا از اين مقدار چقدر است؟» دو انس.

 

روبرتو گفت: «كوكا به سهم بيشتري از اين بازار نياز دارد.»

 

رقيب، پپسي نبود بلكه آب، چاي، قهوه، شير و آبميوه ها بودند كه 12 اونس باقيمانده را تشكيل مي دادند.

 

روبرتو گفت: «مردم هر وقت احساس كردند كه دوست دارند چيزي بنوشند بايد به كوكا دسترسي داشته باشند.»

 

براي اجراي اين استراتژي، شركت كوكاكولا در گوشه و كنار هر خيابان دستگاه هاي فروش كوكا قرار داد. با اين كار، كوكا به سهم قابل ملاحظه اي از بازار دست يافت و پپسي هرگز به چنين سهمي دست نيافته است.

 

 

نتیجه گیری:

 

وقتي رقابت عليه رقيب را متوقف كنيم و به جاي آن رقابت عليه شرايط را آغاز كنيم، مي توانيم خيلي بهتر عمل كنيم.

 

ادامه مطلب...
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

مطالب زیر، اصول اصلی زندگی و مدیریتی ری دالیو، میلیاردر آمریکایی و موسس شرکت بریج واتر را که در زمان مدیریت‌اش در این شرکت استفاده کرده است را شرح می‌دهد.

 اهداف خود را تعیین و تنظیم کنید 

ذاتا شما هر چیزی را که می‌خواهید می‌توانید داشته باشید اما شما همه چیزی را که می‌خواهید، نمی‌توانید داشته باشید. 
اولین و مهم‌ترین و در عین حال مشکل‌ترین گام در این پنج گام تنظیم اهداف است زیرا این کار شما را مجبور می‌کند برای چیزی که واقعا می‌خواهید تصمیم‌گیری کنید و از این رو می‌توانید چیزی که از زندگی می‌خواهید به‌دست آورید. این گامی است که با محدودیت‌های اصلی زندگی مواجه می‌شوید: زندگی شبیه یک میز غذای متنوع بزرگ از غذاهای خوشمزه است که شما می‌توانید امیدوار باشید آنها را مزه کنید. بنابراین شما باید از بعضی چیزها برای به‌دست آوردن چیزهایی که بیشتر خواهان آن هستید، صرف‌نظر کنید. 
بعضی مردم در این نکته با مشکل مواجه می‌شوند و می‌ترسند که یک گزینه جایگزین خوب را از ترس اینکه ممکن است تمام داشته‌های آنها که برای شادی آنها ضروری هستند از بین ببرد. در نتیجه آنها اهداف زیادی را در یک زمان دنبال می‌کنند که به‌همین دلیل کمی یا هیچ چیز از آنها به‌دست نمی‌آورند. 
به عبارت دیگر با قادر نبودن اینکه نمی‌توانید چیزی را که می‌خواهید به‌دست آورید دلسرد نشوید و با این انتخاب خودتان را فلج نکنید و از ادامه کار باز نایستید. راه دیگری را انتخاب کنید. برای به‌دست آوردن اهدافتان شما باید اولویت‌بندی کنید و این اولویت‌بندی شامل رد گزینه‌های جایگرین خوب می‌شود، مهم این است تا اهداف را در ازای تمایلات و خواسته‌ها کنار نگذارید.

 

دیگر دلیل رایج که معمولا افراد در این مرحله ناکام می‌مانند این است که آنها چشم‌انداز اهداف خود را از دست داده‌اند که باید در وظایف روزمره این چشم‌اندازها را به‌دست آورد. از تنظیم اهداف بر مبنای چیزی که فکر می‌کنید می‌توانید به‌دست آورید، دوری کنید. همانطور که قبلا نیز گفتم هر مرحله را جداگانه و شفاف بدون توجه به دیگران انجام دهید. هدفی را تنها به خاطر ارزیابی دست یافتنی بودن یا نبودن آن خط نزنید. هنگامی که شما به هدفی متعهد شدید، ممکن است فکر زیادی را بطلبد و اصلاحات زیادی به برنامه شما در مدت زمان طولانی جهت نهایی کردن آن وارد کند و وظایف زیادی را برای رسیدن به آن انجام دهید. این کار به میزانی تعهد نیاز دارد که شما واقعا می‌توانید ذاتا هر چیزی را به‌دست آورید حتی اگر در این لحظه چطور رسیدن به آن را ندانید. 

 

ابتدا شما باید متعهد باشید که این برنامه درست است اما بعد از دنبال کردن این فرآیندها و پیش بردن به سمت رسیدن به اهدافتان شما از درست بودن و یا نبودن آن اطمینان به‌دست خواهید آورد. اگر دوست دارید می‌توانید با اهداف متوسط‌تری شروع کنید و زمانی که شما وفاداری خود را بیشتر کردید، اشتیاق شما افزایش خواهد یافت. 
همیشه من اهدافم را تنظیم می‌کنم. تا به حال این فکر که چطور می‌توانم این اهداف را به‌دست آوردم، نداشته‌ام زیرا تا به حال با تفکر به دل آنها رفته‌ و راه آن را به‌دست آورده‌ام. 

 

همچنین می‌دانم که می‌توانم فریب بدهم. برخلاف مدرسه، در زندگی شما نباید تمام جواب‌های درست را مطرح کنید. شما می‌توانید از افرادی که اطرافتان هستند کمک بگیرید و حتی از آنها بخواهید تا چیزهایی که شما به خوبی نمی‌توانید انجام دهید را انجام دهند. به عبارت دیگر هیچ دلیلی وجود ندارد تا به اهدافتان نرسید. اگر شما این نظر را داشته باشید: 1) انعطاف پذیری کامل: جواب‌های خوب از هرکسی و یا هر جایی (و در حقیقت همانطور که من قبلا گفتم همیشه جواب‌های بهتری وجود دارد که دیگران بلدند ولی شما بلد نیستید) می‌آید و 2) مسوولیت پذیری کامل: صرف‌نظر از جایی که جواب‌های مناسب از آنجا می‌آیند این کار شماست تا این جواب‌ها را پیدا کنید. 
این روش بدون بهانه‌گیری به من کمک می‌کند تا هر آنچه که برای به‌دست آوردن چیزهایی که می‌خواهم نیاز است، انجام دهم. همه اهداف دست‌یافتنی نیستند. بعضی ناممکن‌ها وجود دارند اما این تجربه من است که اگر من به ایجاد خلاقیت، انعطاف پذیری و قطعیت برای دنبال کردن اهدافم متعهد باشم، راه‌هایی را که برای به‌دست آوردن اهدافم نیاز است را به تصویر خواهم کشید. از آنجایی که تلاش برای به‌دست آوردن اهدافم، قوی‌ترم می‌کند به‌طور روزافزون من توانایی اهداف بیشتری را خواهم داشت. اگر در رسیدن به اهدافم شکست خوردم، این شکست تنها به من می‌گوید که آنقدر خلاقیت، انعطاف و قطعیت کافی برای چیزهایی که نیاز است نداشته‌ام و به عقب برمی‌گردم و چیزهایی که برای این موفقیت باید انجام دهم را به تصویر می‌کشم.

 

به‌دست آوردن اهدافتان تنها حرکت به جلو نیست
ناچارا شما با برگشت به عقب مواجه خواهید شد؛ از این‌رو اهداف تنها آن چیزهایی که شما می‌خواهید و ندارید نیستند. آنها ممکن است نگه داشتن چیزهایی که شما دارید یا حداقل کردن نرخ ضرر و یا جلوگیری از ضرر صددرصدی باشند. زندگی شما را با چالش‌هایی مواجه خواهد کرد؛ بعضی از این چالش‌ها واقعا از بین‌برنده و تلف‌کننده زمان هستند. هدفتان همیشه این است تا بهترین انتخاب‌ها را داشته باشید که می‌دانید اگر شما این کار‌ها را انجام دهید، پاداش خواهید گرفت. عموما تنظیم اهداف توسط آنهایی خوب انجام می‌شود که در تفکر ادراکی تصویر کلان، تجزیه و تحلیل کردن شرایط، تصویرسازی و اولویت‌بندی کردن خوب هستند. 

ادامه مطلب...
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

از ديدگاه مدير منابع انساني گوگل؛ چهارسوال كه در جلسات مصاحبه بايد پرسيد، عبارتند از:

 

١- در مورد  دو پيشنهادي  كه  در يك سال گذشته به مدير خود داده ايد، صحبت كنيد. چگونه اين ايده ها به ذهنتان  رسيده است؟ ( اين سوال ويژگي تفكر خلاق را مي سنجد)

 

۲- مثالي بزنيد كه نشان دهد چگونه نظر و بازخورد مشتريان كاري خود را در عملكردتان منعكس كرده ايد. ( اين سوال ويژگي مشتري مداري را مشخص مي كند)

 

٣- موقعيتي را ترسيم كنيد كه شما مسوليت تغيير نظر افرادي را در مورد يك موضوع خاص برعهده داشتيد. براي انجام اين نقش، چه اقداماتي را انجام داده ايد؟ نتيجه چه شد؟ اگر قرار باشد دوباره اين نقش را ايفا كنيد،چه تغييري را در روش خود اعمال مي كنيد؟ ) اين سوال، سازگاري و توافق فرد را نشان مي دهد)

 

٤- وظايفي كه شما در سازمانتان انجام ميدهيد، چگونه سازمان را در تحقق ماموريت و اهدافش توانمند مي سازد؟ آيا فكر مي كنيد كه كارتان مهم است؟ اگر پاسخ شما مثبت و يا منفي است، دليل بياوريد. ( اين سوال، توانايي تفكر سيستمي را نشان مي دهد)

 

ادامه مطلب...
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

دو پیشنهاد:

 

1- در جلسه مصاحبه شغلی استخدام، یکی دو سؤال هوش و استعداد سنجی از متقاضیان پرسیده شده و جواب ها تحلیل شود. امروزه سازمان های مطرح جهان، قدرت تحلیل شرایط و پیدا کردن راه های میانبر برای حل مسائل توسط پرسنل را جزو شرایط اولیه جذب نیروهای جدید خود در نظر می گیرند.

 

2- مدیران فروش و بازاریاب های خود را آموزش دهید تا قبل از معرفی محصول به مشتریان، شرایط و موقعیت را بدرستی سنجیده و در بهترین زمان ممکن نسبت به معرفی محصولات و خدمات سازمان شما اقدام کنند. با این روش، درصد جذب مشتریان افزایش چشمگیری خواهد داشت.

 

 

_شناسی_بازاریاب_-_وبسایت_دکتر_رضا_اصغریان.jpg

 

 

ادامه مطلب...

رادیو آموزش

بزرگان مدیریت

تعداد کاربران آنلاین

ما 3 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

با ما در تماس باشید

  9128503061 - 98+

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

تهران، میدان ونک، ابتدای خیابان ونک، مجتمع اداری آسمان، طبقه 10، واحد 1011